نتایج جستجو برای عبارت :
نوع فایل : ترجمه
به خوبی آشکار شده است که بکارگیری ماده آلی می‌تواند توانایی زیستی فسفر را در خاکهای اسیدی هوازده ،افزایش داد.تاکنون مشخص نشده است که این مسئله تاچه میزان برای برنج آبی در خاکهای آب گرفته شده صدق می‌کند.خاکهای که در اصل ماده آلی ممکن است pخاک را با توجه به انحلال کاهش مواد کانی Fe-(III) آزاد کند. این مطالعه برای مشخص کردن این موضوع انجام گرفته است که آیا کود دامی (FYM) می‌تواند بازده استفاده p-خاک و p-کود معدنی را در برنج آبی پس از حذف اثرات N و K افزایش داد یا خیر؟ ازمایشات میدانی با تامین فاکتوریلی (افزودن فاکتوریل) FYM وکود پیوسته p معدنی(تریپل سوپر فسفات یا TSP) در سه زمین برنج آبی در ماداگاسکاربا کاربری سالیانه معادل در سه سال متوالی،انجام شده است. تمام تیمارها استفاده از k و Nدر روکش دریافت کردند.میزان FYM مطابق با میزان اگرونومیگ محلی ومیزان TSP حداکثر80 kg P ha−1 بود. کاربرد کل P از FYM و TSP،عملکرد برنج را تا 4.2 Mg ha−1 در کنترل NK +به طور میانگین برای تمام سالها و زمین ها افزایش داد، که در بالاترین دوز P، 5.5 Mg ha−1 بود. محصول دانه به طور کلی به TSP پاسخ داد اما به FYM پاسخی نشان نداد. مصرف P کل دردانه و پوشال، با بکارگیری Pکل افزایش یافت. اثرات مثبت FYM بر جذب P، اساسا با بکارگیری P آن به خاکهای برنج آبی، در ارتباط بود.تعادل P خاک فقط با FYM اصلاح پیدا کرد، یعنی اقدامات معمولی کشاورزان محلی در میزان کافی N و K منفی بود.اثر بکارگیری FYM بر افزایش بازده استفاده خاک یا کودP در برنج آبی کافی نبود: این بکارگیری Pرا بازیافت کرد.
نوع فایل : ترجمه
این مطالعه جهت بررسی اثر شدت های مختلف چرا برروی نشست کربن ونیتروژن در اکو سیستم بوته زار خشک ایران انجام شده است. تفاوت ها در سطوح استفاده به صورت زمین های غیر- چرا (NG)، زمین های با چرای متوسط (MG) و زمین های با شدت چرای سنگین (HG) براساس میزان بکارگیری از نباتات مشخص شده است. جهت بررسی ذخیره کربن و نیتروژن و توزیع آنها در تیمارهای مختلف، ما از ذخیره های اصلی نمونه گیری کردیم که شامل توده های کربنی آلی حاوی بیومس (بالای زمین وزیر زمین)، عمق خاک (cm 25-0، cm 50-25، cm 75-50) و هوا و خشک زائد بودند. نتایج نشان داد که محتوای c و N در بالای زمین، زیر زمین در مقایسه با تیمار غیر- چرا، کاهش پیدا کرده است. محتوای C خاک در HG کمتر از MG یا NGبود، که تفاوت های معناداری بین تیمارهای NG و MG در تمامی عمق های خاک وجود نداشت . محتوای نیتروژن خاک به طور معناداری (p<0.05) با شدت های چرا در کل عمق cm75-0 ( و تمام لایه های جدا شده به جزء عمق cm75-0) کاهش پیدا کرد. خاک تخصیص یافته به بالاترین مقدار c و N اکو سیستم در تمام تیمار و تخصیص های نسبی به زیر زمین ، با شدت چرا کاهش پیدا کرد. ما نتیجه گیری می کنیم که چرا نه تنها پتانسیل لازم برای تغییر محتوای C و N اکو سیستم را داراست، بلکه می تواند تخصیص این المان ها (عناصر) را در اکوسیستم تغییر دهد. در این مطالعه، چرای سنگین مقدار ذخیره C و N را در بیومس گیاه و خاک کاهش داد، در حالیکه چرای متوسط فقط مقدار C و N بیومس گیاه را کاهش داد، اما محتواهای C یا N خاک را کاهش نداد.
نوع فایل : ترجمه
در میان فاکتورهای محیطی که به صورت طبیعی رخ می‌دهند، به نظرمی‌رسد که دما نقش غالبی را در کنترل رشد و گلدهی مناسب در گیاهان خاکی بازی می‌کند. بسیاری از آن‌ها نیازمند توالی " گرم- سرد-گرم" جهت تکمیل چرخه سالیانه خود هستند. بهینه دما برای القا (تحریک) مریستم گل و مراحل اولیه اندام‌زایی فلورال بین 9 و ℃ 25، سپس در پاییز، پس از یک دوره چندهفته‌ای دمای پایین (℃ 9-4)، متغیر است که طویل شدن ساقه و شکفته شدن گل را توانمند می‌سازد. نبود تیمار دمای پایین، منجر به رشد آهسته شاخه در بهار و اختلالات گلدهی شدید می‌شود. مطالعات متعدد نشان داده است که اثرات دمایی که اندام‌های زیرزمینی در طی دوره پاییز-زمستان می‌تواند منجر به تغییرات فیزیولوژیک مهمی در گیاهان شود، اما مکانیسمی که زیربنای رابطه بین تیمار سرما و رشد است، همچنان نامعلوم است. در این مطالعه نیمه-مروری، ما داده‌های آزمایشی در رابطه با شرایط موردنیاز دمایی برای شروع و توسعه گل، طویل شدن شاخه، رشد بالایی زمین، و شکفتن گل در گیاهان پیازدار توضیح می‌دهیم. فرایندهای فیزیولوژیکی که در طی دوره‌های پاییز-زمستان در پیازها رخ می‌دهد (وضعیت آب، توازن هورمونی، تنفس، حرکت کربوهیدرات) و چگونه این تغییرات می‌توانند اختلالات را در طویل شدن ساقه و گلدهی ترغیب کنند، بررسی می‌شود. مدلی که رابطه بین شرایط موردنیاز سرمایی، اندرکنش‌های اکسین و جیبرلین و پاسخ رشد را توضیح می‌دهد، پیشنهاد شده است.